أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
166
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) اى امير المؤمنين ، در تورات مذكور است كه شهرهاى بنى اسرائيل بر دست يكى از نيك مردان فتح شود كه بر مؤمنان رحيم باشد و بر كافران سختدل ، سرّ و علانيه او برابر باشد و قول او موافق فعل او ، اتباع او جماعتى باشند از اهل توحيد و خداپرست ، با يك ديگر بپيوندند و آنچه داشته باشند از يك ديگر دريغ ندارند ، فروج خويش بشويند و ازار بر ميان فرابندند ، زفانهاى ايشان به تكبير و تقديس و تهليل روان باشد ، هر كجا باشند در كوه و بيابان در كلّ احوال تكبير و حمد بارى تعالى گويند و اوّل امّتى كه در روز قيامت در بهشت شوند ايشان باشند . امير المؤمنين عمر فرمود : ويحك يا كعب ، اين سخن صدق است كه مىگويى ؟ كعب گفت : به خداى كه اين سخن كه مىگويم راست است . [ 60 الف ] امير المؤمنين عمر روى بر زمين نهاده سجدهء شكر به جاى آورده گفت : حمد خداى را عزّ و جلّ كه ما را به اسلام عزيز و مكرّم گردانيد و به واسطهء محمّد رسول اللّه ( ص ) بر ما رحمت كرد و ما را شريف [ 154 ] گردانيد . پس ، روى به مردمان آورد و گفت : اى مسلمانان ، بشارت باد شما را كه خداى تعالى وعدهاى كه با ما كرده بود راست گردانيد . ما را بر دشمنان ظفر و نصرت داد و شهرهاى ايشان را روزى ما كرد . جزاى اين نعمت بجز شكر نيست . پس ، شكر اين نعمتها به واجبى بگزاريد و از معاصى بپرهيزيد كه گناه كردن و بر معاصى اصرار نمودن دلالت كند بر كفران نعمت . و هيچ قومى نبودهاند كه ناسپاسى و كفران نعمت اختيار نكرده كه نعمت بر ايشان به زوال نيامده و دشمن بر ايشان دست نيافته . بعد از آن امير المؤمنين عمر چند روز در بيت المقدّس مقام كرد و آنجا به عبادت مشغول مىبود . روزى عمرو عاص گفت : اى امير المؤمنين ، اهل اين شهر شيرهاى از انگور مىگيرند و به آتش مىجوشند و مىخورند ، شيرين است و به آب مىماند از غايت حلاوت . خوردن آن حلال باشد يا نه ؟ و از آن مىشايد خورد يا نه ؟
--> [ ( 154 ) ] ت : شيرين .